تأثیرات
واژه تأثیر میتواند معانی مختلفی را در برگیرد و کاربردهای مختلفی در حیطههای گوناگون داشته باشد.
واژگان معادل
تأثیر میتواند متناظر با چنین واژگانی در زبان انگلیسی تلقی شود:
استفاده از واژه impact کاربرد بسیار بیشتری نسبت به سایر عبارات دارد، اما استفاده از واژگان دیگر نیز در برخی حوزههای علمی مرسوم است. به عنوان مثال در حوزه محیط زیست، ردپای زیستمحیطی یا ردپای کربن[۱]نشاندهنده بررسی تأثیرات یک عامل بر انتشار کربن یا گازهای گلخانهای یا مواردی از این قبیل است.
در زبان فارسی نیز واژگان مختلفی نظیر پیامد، اثر، نتیجه، خروجی، ردپا، نفوذ و … میتوانند معنای مشابهی با تأثیر داشته باشند.
مفاهیم وابسته
علاوه بر واژگان مترادف با تأثیر، پیشوندهای مسئولانه[۲] یا پایدار[۳] نیز میتوانند متوجه پیامدهای جانبی برخی نوآوریها، محصولات، فعالیتها، شرکتها و موارد دیگر باشند. به عنوان مثال گزارش پایداری به معنای گزارشدهی عملکرد شرکتها در زمینههای اجتماعی و زیستمحیطی است که اغلب ارتباط مستقیمی با اهداف توسعه پایدار سازمان ملل پیدا میکند. پژوهش و نوآوری مسئولانه نیز توجه به پیامدهای اجتماعی و زیستمحیطی یک نوآوری را از ابتدا مدنظر قرار میدهد. استفاده از پیشوندهای دیگری نظیر سبز[۴] یا اخلاقی[۵] در کنار عناوین فناورانه نیز نشاندهنده اهمیت ملاحظات زیستمحیطی یا اجتماعی در حیطه مذکور است.
تأثیرات سازمانی
پروژه مدیریت تأثیرات مفهوم تأثیرات سازمانی را به کمک ابعاد پنجگانه چه چیزی، چه کسی، چه مقدار، چه مشارکتی، و چه مخاطراتی تعریف میکند.
نگاه دانشنامه حاضر
هر کدام از واژگان هممعنی با تأثیر در حوزههای علمی مختلف از کاربردهای گوناگونی برخوردار هستند . همچنین برخی از آنها در مواردی ممکن است خارج از ادبیات رایج نیز مورد استفاده قرار گیرند و بنابراین در کنار توجه به عبارات، باید بستر و زمینه بحث نیز در نظر گرفته شود تا برداشت صحیحی از منظور گوینده حاصل شود.
در دانشنامه حاضر، منظور از تأثیرات مجموعه گسترده معانی مرتبط با آن است. البته در برخی موارد بنا به موضوع مدنظر از واژگان تخصصی حوزه مذکور استفاده میشود.